عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
33
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
برداشت [ 1 ] ، و سيصد سال هم برين جمله بود . و چون اين دعاى او مستجاب شد ، شكر آن را جشن نوروز بساخت ، و ديوان را فرمود تا كانها كندند ، و جوهرهائى بيرون آوردند و به دريا فرو رفتند و گوهرها بر آوردند ، و اين عمل با مردمان بياموختند ، و جامهها رنگ فرمود كردن . پس چون آن ديوان رنج خويش بديدند پيش ابليس بناليدند ، وى خويشتن را ناصح وى ساخت و گويند كه خويشتن را به صورت فرشته به دو نمود ، و او را گفت : كه مرا از آسمان فرستادند سوى تو ، و گويند : كه كار زمين راست كردى ، اكنون با آسمان آى ، و كار آسمان راست كن ! كه با خلل است . جمشيد بدان فريفته گشت و خلق را با خويشتن خواند و هيچكس از حشمت او نتوانست كه امتناع كردى ، تا بدان كفرى كه او آورد ، نعمت به روى زوال آمد ، و خواهرزادهء ضحاك كه او را بيوراسپ گفتندى [ 2 ] بيرون آمد و مملكت او بگرفت ، و او را قهر كرد ، و جم ازو بگريخت و بر زمين بابل شد متفكروار ، [ 3 ] و ضحاك او را همى طلب كرد ، تا از پس صد سال او را بيافت ، [ 3 ] و به ارهء هزار دندان پاره كرد ، و مردمان را به چهار گروه كرد : و ازين جمله يك گروه دانايان ، و ديگر مبارزان و لشكريان ، و سه ديگر دبيران و طبيبان و منجمان ، و چهارم برزگران [ 4 ] و بازرگانان و پيشهوران . شهر بابل و اصطخر فارس و همدان و طوس او بنا كرد .
--> [ ( 1 - ) ] ب : مردمان بر كرد خداى . [ ( 2 - ) ] به موجب تواريخ ديگر بيوراسپ نام خود ضحاك بود ، كه معنى آن ده هزار اسپ باشد ( برهان ) . [ ( 3 - ) ] كذا در هر دو نسخه ، ولى صحيح آن متنكروار است ، كه يعنى آن ناشناس باشد ، و درين كتاب مكرر آمده ، و در كتب عربى هم متنكر است . [ ( 4 - ) ] برز بر وزن طرز به معنى كشت است ، و برز + گر كشتكار باشد ، در پهلوى ZREV بود ( برهان )